تبلیغات
خدا معبود من - حاضر جوابی ها و اعتقاد انیشتین به خدا
خدا معبود من
آنگاه که کمیت عقل می لنگند، نیایش بلند ترین قله تعبیر را در پرواز عشق در شب ظلمانی عقل پیدا می کند.
 

حضرت علی(ع) می‌فرماید: رسول الله(ص) هرگاه مردی از اصحابش را غمگین می‌یافت، او را با شوخی، خرسند می‌ساخت و می‌فرمود: خداوند دشمن دارد، کسی را که به روی برادرش چهره درهم کشد.


یک حاضر جوابی قرآنی

یکی از دوستان دانشمند ما می گفت : یکی از اهل سنت آمد پیش من و گفت : چرا وقتی شما به قبور ائمه خود می روید می گویید یا علی یا حسین از خدا بخواه چنین و چنان کند . خوب وقتی آنجا می روید نگویید یا علی یا حسین بگویید : خدایا چنین و چنان کن . گفتم کار ما به دلیل قرآن است . گفت : کجای قرآن گفته چنین کنید . گفتم در سوره یوسف وقتی پسران یعقوب ع پشیمان شدند چه کردند ؟ رفتند نزد پدر و گفتند : یا ابانا استفغر لنا یعنی ای پدر برای ما استغفار کن . مگر نمی توانستند بگویند : خدایا به حرمت این پدر ما را ببخشای اما اینطور نکردند . او هم ساکت شد و دیگر چیزی نگفت


همه چیز برایم معلوم است.
عمر روزی به مولا امیر امومنین گفت :چرا وقتی ازشما سوالی می شود سریع جواب می دهید و فکر نمی کنید .


مولا فرمودند : این دست من چند انگشت دارد؟ گفت پنج تا


فرمود چرا فکر نکردی؟


گفت خوب اینکه معلوم است.


مولا فرمود: همه چیز در نزد من مثل همین پنج انگشت معلوم است

لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا.


انیشتین: دوست دارم افکار خدا را بدانم ... بقیه چیزها فقط جزئیات است


ایمان انیشتین به خدا در یك كتاب
کتاب درباره «آلبرت انیشتین» به قلم «والتر ایزاکسن» درباره این دانشمند بزرگ است که نشان دهنده ایمان او به خداست. 

به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا) به نقل از «كریسشین پست»، «ایزاكسن» در این كتاب نه تنها از لحاظ علمی، بلكه بیشتر به جنبه انسانی شخصیت «انیشتین» پرداخته و در بخش‌های مختلف این كتاب مداركی از زندگی پدر فیزیك نوین آورده است كه نشان از ایمان عمیق او به خدا دارند.

این نویسنده در بخشی از كتاب «انیشتین: زندگی و كائنات او» می‌نویسد: «اما حیرت و جذبه ایمان به خدا در زندگی او [انیشتین] در دهه 50 سالگی او بیشتر نمود پیدا می‌كند به ویژه زمانی كه او به خدا روی می‌آورد كه به بیان خود او «تجلی وجود در قوانین كائنات» است.»

در این كتاب «ایزاكسن» همچنین به انتقاد «انیشتین» از منكران وجود خدا اشاره می‌كند و در یك مورد به نقل از یكی از دوستان «انیشتین» جمله ای از او می‌نویسد كه «همیشه افرادی هستند كه منكر وجود خدا می‌شوند، اما آن چه واقعاً من را عصبانی می‌كند این است كه این افراد برای اثبات دیدگاه‌های خودشان از من نقل قول می‌كنند.»

به اعتقاد «ایزاكسن» اعتقاد «انیشتین» به خدا نتیجه كشفیات وی در زمینه فیزیك و سایر علوم بوده كه به ایمان به وجودی فوق بشری منتهی شده است كه منبع آفرینش جهان و نظم آن است.

كتاب «انیشتین: زندگی و كائنات او» در 704 صفحه و توسط انتشارات «سایمون اند شوستر» منتشر شده است.

*********************************

انیشتین نابغه علمی قرن بیستم می گوید: " در عالم مجهول، نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست (کتاب اثبات وجود خدا، چاپ سوم، ص 76 به نقل "مارلین بوکس کریدر"). انیشتین، دانشمند متخصص در فیزیک و ریاضی است نه در مسائل روانی و انسانی و مذهبی و فلسفی. او پس از تقسیم مذهب به سه نوع، نوع سوم را که مذهب حقیقی است مذهب وجود یا مذهب هستی می نامد و احساسی که انسان در مذهب حقیقی دارد این چنین شرح می دهد: " در این مذهب، فرد، کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر می نماید حس می کند، او وجود خود را یک نوع زندان می پندارد چنانکه می خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یک باره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد " (دنیائی که من می بینم ص 57). 

این دانشمند مدعی است که احساسات موجد مذهب متفاوت است، علت گرایش به مذهب را در همه طبقات نمی توان یکسان دانست. او می گوید: برای یک انسان ابتدائی، ترس: ترس از مرگ، ترس از گرسنگی، ترس از جانور وحشی، ترس از مرض، ایجاد کننده زمینه مذهبی است. فکر محدود و عدم رشد عقل انسان بدوی برای خود موجودات کم و بیش شبیهی می سازد، این موجودات را با دست و فکر خود می سازد و بعد از این آفریدن به این فکر می افتد که چگونه از خشم آنها جلو بگیرد، چطور بر سر لطفشان بیاورد. اینگونه مذهب را مذهب ترس باید نامید و خدائی که در این مذهب پرستیده می شود خدای واقعی نیست منجر به نوعی بت پرستی می شود. می گوید: خصیصه اجتماعی بشر نیز یکی از تبلورات مذهب است. یک فرد می بیند پدر و مادر، خویشان و رهبران و بزرگان می میرند یک یک اطراف او را خالی می گذارند، پس آرزوی هدایت شدن، دوست داشتن، محبوب بودن و اتکاء و امید داشتن به کسی، زمینه قبول عقیده به خدا را در او ایجاد می کند. به عقیده انیشتین خدائی که ناشی از این احتیاج است نیز خدای واقعی نیست، صفاتی که برای او فرض می شود همه صفات انسانی است، کتاب مذهبی یهودیان و همچنین انجیل این چنین خدائی را معرفی می کنند، این مذهب نسبت بمذاهب ترس یک درجه تکامل یافته است. 

آن گاه چنین می گوید: ولی فراموش نشود که در این بین عده قلیلی از افراد و اجتماعات یافت می شوند که یک معنی واقعی از وجود خدا را ورای این اوهام دریافته اند که واقعا دارای خصائص و مشخصات بسیار عالی و تفکرات عمیق و معقول بوده به هیچ وجه قابل قیاس با آن عمومیت عقیده نیستند. مقصودش اینست که گمان نرود در میان اجتماعاتی که در آن دو نوع مذهب وجود داشته و دارد همه افراد فکرشان درباره خدا سطحی است، افرادی هم در همان جماعات یافت می شوند که خدا را آنچنان که شایسته قدس و جلال او هست در نظر می آورند و پرستش می نمایند. آنگاه چنین می گوید: یک عقیده و مذهب ثالث بدون استثناء در ذهن همه وجود دارد، گرچه با شکل خالص و یکدست در هیچ کدام یافت نمی شود. من آن را " احساس مذهبی آفرینش یا وجود " می نامم. بسیار مشکل است که این احساس را برای کسی که کاملا فاقد آن است توضیح دهم، بخصوص که در اینجا دیگر بحثی از آن خدا که به اشکال مختلفه تظاهر می کند نیست. 

در این مذهب، فرد به کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای امور و پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید پی می برد. او وجود خود را یک نوع زندان می پندارد، چنانکه می خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره بعنوان حقیقت واحد در یابد. مطابق این بیان در انسان و حداقل در افراد رشد یافته انسانها چنین احساسی وجود دارد که می خواهد از وجود محدود خود خارج شود و خود را بقلب هستی رساند. در انسان میلی وجود دارد که آرام نمی گیرد مگر آنکه خود را با خدا و منبع هستی متصل ببیند. این همان است که قرآن کریم فرموده است: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ تنها با یاد خدا و جای گرفتن خدا در قلب است که دل آدمی آرامش خویش را باز می یابد» (رعد 28). 

انیشتین در مقدمه " خلاصه فلسفی نظریه نسبیت " می گوید: بشر پس از آشنا شدن با فیزیک جدید همین قدر می تواند ادعا کند که با الفبای کتاب آفرینش آشنا شده است نه بیشتر. یعنی مثل بشر از نظر آشنائی با حقایق جهان مثل کودکی است که تازه به دبستان رفته و الفبای یک زبان را شناخته است، این کودک تا وقتی که بتواند کتاب های علمی که به آن زبان نوشته شده است بخواند و بفهمد، چقدر فاصله دارد؟ بشر امروز نیز تا وقتی که بتواند کتاب طبیعت را بخواند همین قدر بلکه بیشتر فاصله دارد.

*****

رابطه شیطان و خدا از نگاه انیشتین


استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیاخدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله، آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود داردو مطابق قانون که کردار ما نمآیانگر صفات ماست، خدا نیز شیطان است"

شاگردآرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کندکه عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.


شاگرد دیگری دستش را بلند کردو گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد، سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخداد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟"

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع،سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شی انرژی راانتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F)  نبود کامل گرماست. تمام مواد دراین درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجوددارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان.

در واقع بااستفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ راجداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیارکوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانیدتعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان ازاستاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بیشماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمآیانگر هیچ چیزی به جزشیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرماکلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکردشیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند.

مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور میآید.

نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش کسی نبود جز ، آلبرت انیشتن

******

*****

كتاب جدیدی درباره زندگی آلبرت انیشتین، نشان می‌دهد كه نابغه‌ علمی بزرگ جهان شدیدا به خدا اعتقاد داشته است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، كتاب «انیشتین؛ زندگی و دنیای او» نوشته "والتر ایساك سون" نه تنها به دنیای علمی این نابغه می‌پردازد، بلكه جوانب دنیای انسانی او را بویژه این‌كه انیشتین شدیدا به خدا معتقد بوده است، مورد بررسی قرار می‌دهد.

ایساك سون در كتاب خود نوشته است: «بخش مهم زندگی انیشتین در 50سالگی اوست؛ زمانی‌كه به خداشناسی مبتنی بر «تجلی روح در قوانین جهان» روی می‌آورد و خدایی را می‌شناسد كه خود را در وحدت میان تمامی موجودات نشان می‌دهد. انیشتین در كشفیات خود در فیزیك و دیگر علوم به این باور رسید كه بدون شك قدرتی ماورای تمام موجودات و قوانین حاكم بر جهان وجود دارد

در بخشی از شرح حال انیشتین در این كتاب به نقل از وی آمده است: «برخی مردم مدعی می‌شوند كه خدایی وجود ندارد. اما آن‌چه مرا خشمگین می‌كند این است كه آن‌ها برای توجیه دیدگاه‌شان از من نیز نام می‌برند

 

انیشتین زمانی در پاسخ به این پرسش كه آیا به حضرت مسیح (ع) اعتقاد دارد، گفته بود: «بدون شك. هیچ‌كس نمی‌تواند بدون اعتقاد به مسیح [ع] انجیل را بخواند

به گزارش روزنامه كریستین پست، بخشی از این كتاب اخیرا در مقاله هفته‌نامه تایم با عنوان «انیشتین و اعتقاد» به چاپ رسیده است.





نوع مطلب : سخنان بزرگان، قرآن، 
برچسب ها :




نمایش نظرات 1 تا 30
 
درباره وبلاگ

این وب کاملا شخصیه.....با اجازه معبودم.
من توی این وبلاگ دردهای دلمو با خدای خودم در میون میذارم.....
هرکسی خواست در وبلاگ معبود دست به قلم بشه حتما خبرم کنه تا یه یوزر براش باز کنم.
شیدا فراهانی


مدیر وبلاگ : شیدا فراهانی

نظرسنجی
شما کدام مورد را برای بحث انتخاب می کنید؟







آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :